تبليغاتX
عکس ازهالییود_ماشینها_منظره_حیوانات_و...

عکس ازهالییود_ماشینها_منظره_حیوانات_و...

عکس از بازیگران هالییود_عکس از ماشین های روز دنیا_عکس از مناظر و حیوانات

اس ام باحال 5

 برروی سنگ سفیدی نشسته بودم وآمدنت را به انتظار میکشیدم وبادآمدنت را به گوشجان نواخت وتوآمدی پاهایم لرزیدوصورتم سرخ شدوآنگاه سیفون راکشیدم وتورا آببرد

 گر مي خواهيد زندگي جديدي داشته باشيد با ما تماس بگيريد ( سازمان بازيافت زباله

 اين پيغام کاملا جديه. باور کنيد. منم اول قبول نداشتم مشقامو خوب نوشتم بابام بهم عيدي داد يه توپ قلقلي داد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2008/10/6ساعت 6:38 PM  توسط farhad  | 

اس ام اس های باحال3

از یکی میپرسن: چند تا بچه داری؟ 4 تا از انگشتاشو نشون میده، میگه: 3 تا! ملت کف میکنن، میگن: بابا اینا که 4تاست؟ یکی انگشت کوچیکشو نشون میده، میگه: این بچه همسایمونه، ولی همیشه خونه ماست
بقیه در ادامه مطلب.............................
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2008/9/2ساعت 1:32 AM  توسط farhad  | 

اس ام اس های باحال2

عملیه شب جمعه‌ نشسته بوده تو حیاط واسه خودش بساط میزونی جور کرده بوده و تو حال بوده، که یهو یک توپ از آسمون میاد میزنه بساط منقل و وافورش رو به گند میکشه. خلاصه بدبخت صاب وافور همینجوری هاج و واج نشسته بوده داشته به شانس گند خودش لعن و نفرین یکرده که یهو صدای زنگ در بلند میشه و حالا زنگ نزن کی زن! جناب عملی با هزار بدبختی، خودشو میرسونه دم در، میبینه پشت در یک بچه ده-یازده ساله واستاده، هی داد میزنه: توپم...توپم! یارو خیلی شاکی میشه، میگه: ای بی ظرفیت! بابا خوب منم توپم... دیگه نمیام کاسه کوزه مردم رو بهم بزنم که  . . .
*********************************************

بقیه در ادامه مطلب..........................


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2008/9/2ساعت 1:29 AM  توسط farhad  | 

اس ام اس های باحال1

چندنفر داشتن میرفتن کوه، سرپرستشون (که از قضا لکنت زبون هم داشته) از وسط راه شروع می‌کنه میگه: چ چ چ.... ملت اول یکم نگاش می‌کنن ببینن چی‌میخواد بگه،‌ بعد می‌بینن نمی‌تونه حرفش رو بزنه، بی‌خیال میشن و راه میافتن، این بابا هم همه مسیر همینجور هی ‌میگفته چ..چ..چ.. وقتی میرسن بالا میخواستن چادر بزنن سرپرسته بالاخره میگه: ‌چ..چ..چا..چا..چا..چادر یادم رفت! ملت میگن ای بابا رودتر می‌گفتی، حالا باید برگردیم پایین! تو راه برگشت سر پرسته هی میگفته: ش ش ش.. ولی ملت دیگه شاکی بودن و کسی توجه نمی‌کرده، وقتی می‌رسن پایین یارو بالاخره میگه: ش..ش..ش..شو..شو..شوخی کردم
*********************************************

بقیه در ادامه مطلب.............


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2008/9/2ساعت 1:25 AM  توسط farhad  |